سکوت بی انتها

تنها ترین تنهای دنیا......

خدایا....

من دلم قرصه!

کسی غیر از تو با من نیست

خیالت از زمین راحت،  که حتی روز روشن نیست

کسی اینجا نمیبینه که دنیا زیر چشماته

یه عمره یادمون رفته  زمین دار مکافاته

فرامشم شده گاهی که این پایین چه ها کردم

که روزی باید از اینجا بازم پیش تو برگردم

خدایا وقت برگشتن یه کم با من مدارا کن

شنیدم گرمه اغوشت

اگه میشه منم جا کن......

.

.

.

خدایا......

تو که میبینی من شاگرد خوبی نیستم.....

تو که میبینی من درسهام رو خوب پس نمیدم.......

تو که میبینی من تو همه امتحانات تو مردود میشم.......

پس چرا......؟؟؟؟؟؟؟

پس چرا پرونده ام رو نمیذاری زیر بغلم و از اینجا بیرونم نمیکنی؟؟؟

پنجشنبه 19 مرداد1391| 14:0 |میترا| |